رشيد الدين فضل الله همدانى

پيشگفتار 11

جامع التواريخ ( تاريخ اقوام پادشاهان ختاى ) ( فارسى )

جامع التّواريخ مأمور شد ، از آنچه در كتب مشهور هر طايفه مسطور يافت ، و از آنچه نزد هر قومى به نقل متواتر شهرت داشت ، و از آنچه دانايان و حكماى معتبر هر طايفه برحسب معتقد خود تقرير كردند ، هم بر آن منوال بىهيچ تغيير و تبديل و تصرّف در قلم آورد ، و يمكن كه به سبب قصور فهم او يا اهمال راوى ، بعضى از آن جمله فوت شده باشد ؛ و مع هذا دلخواه بود كه در تنقيح حكايات ، اجتهادى هرچه تمامتر رود . . . » [ جامع التّواريخ ، ص 12 ] از اين است كه چون رشيد الدّين به اشارت غازان يا اولجايتو آهنگ نگارش تاريخ عالم مىكند ، و سال آغاز كار او در تدوين تاريخ چين چنين است : « . . . و از مبدايى كه ايشان تصوّر كرده‌اند و پيش ايشان معروف و مشهور و مسطور است تا اين زمان كه سنهء اربع و سبعمايه هجرى است . . . » [ تاريخ چين ( تصحيح محمّد روشن ) ص 7 ] رشيد الدّين مىنويسد : « اهل ختاى را تواريخ و كتب بسيار مشتمل بر حكايات و حوادث هر زمانى و هر عهدى موجود است و نزد ايشان مشهور ، و كسانى كه آن را مرتّب دانند در اين ملك كم‌اند ، چه آن تواريخ بغايت بسيار است ، لكن حكماى ختاى از آن مطوّلات كتب ، تلخيصات و اختصارات كرده‌اند ، و باز آن را مختصر و موجز گردانيده ، و تا غايت از آن نسخ چيزى بدين ولايت نرسيده . در اين وقت كه پادشاه اسلام ، خلّد اللّه سلطانه و اعلى شأنه فرمود تا تاريخ مبارك را تأليف كند و بنويسد ، چون ممالك مذكوره را در قديم الايّام هيچ پادشاه بيگانه مسخّر نگردانيده بود و در آن راه مداخلت نيافته ، چنگگز خان و اروق نامدار او آن را مستخلص كرده و در تحت فرمان و تصرّف خويش آوردند ، و بدان سبب حكايات آن در اين تاريخ آوردن ضرورى بود .